نویسنده مقاله: حوریا نصرآبادی (از هنرجویان دوره اساطیر ایرانی)
استاد راهنمای مقاله: دکتر مریم اسماعیلی پور
لینک پروفایل استاد:
https://lumiereartschool.com/profile/maryam-esmaeeli/
نحوه آفرینش در اساطیر دینی ایرانیان باستان:
زروان در آیین زروانی، حقیقتی است که پیش از آفرینش آسمان و زمین و دیگر موجودات، وجود داشته است. زروان به مدت هزار سال نیایشهایی به جا میآورد تا صاحب فرزندی به نام هرمزد شود که جهان را بیافریند و بر آن حاکم شود. پس از هزار سال شک و تردیدی در زروان پدید آمد که آیا نیایشهای او سودمند بودهاند یا بیهوده به انتظار نشسته است؟ در این زمان زروان اهریمن و هرمزد را باردار بود؛ اهریمن حاصل تردید او و هرمزد حاصل نیایش او بود. زروان با خود گفت هر کدام که زودتر به دنیا بیاید، پادشاه خواهد شد. پس از آن اهریمن به دنیا آمد و بعد هرمزد. زروان در پی پیمان خود، پادشاهی جهان را به مدت نه هزار سال به اهریمن بخشید و بعد از آن نه هزار سال، پادشاهی به هرمزد میرسید.
در آغاز اهورا مزدا در روشنی بیپایان و در بالا و اهریمن در تاریکی بیپایان و در پایین هستی قرار داشتند. اهریمن پس از دیدن روشنی، به جهان تاریکی رفت و دیوها را آفرید تا به قلمروی روشنایی حمله کنند. اهورا به اهریمن پیشنهاد نبردی در نه هزار سال بعد را داد و در این زمان دست به آفرینش زد و با آفرینش جهان در دو مرحله برای نبرد و از بین بردن بدی آماده شد. او پس از آفرینش امشاسپندان که جلوههایی از خود او هستند، ایزدان را برای مقابله با دیوها آفرید. در ابتدا آسمان، آب، زمین، جانداران و در پایان انسان یا کیومرث آفریده شد. کیومرث نخستین انسان محسوب میشود اما توصیف او مادی و شبیه به انسان واقعی نیست؛ او مفهومی انتزاعی، خداگونه و مجرد بوده و به نوعی نطفۀ انسان محسوب میشود. کیومرث پس از آفرینش توسط اهورا، به مدت سه هزار سال بیحرکت ماند.
در ابتدای هزارۀ سوم، اهریمن به آفریدههای اهورا حمله میکند؛ آبها را زهرآلود کرده، زمین را میشکافد و به گیاهان و گاو یکتاآفریده حمله میکند. با مردن گاو، از اندامهایش غلات و گیاهان شفابخش از زمین روییدند. پس از آن کیومرث با حمله اهریمن مرد، نطفۀ او با روشنی پاک شد و نخستین جفت واقعی بشر به شکل دو شاخ ریواس در هم پیچیده از زمین روییده و سپس به آدم تبدیل شدند، از آنها شش دختر و پسر زاده شده و بشر اینگونه به وجود آمد. اولین پیام اهورا به مشی و مشیانه که جفت نخستین بشر بودند، نشاندهندۀ نقش و وظیفۀ بشر روی زمین است: «شما تخمۀ آدمیان هستید، شما نیای جهان هستید؛ من شما را بهترین کاملاندیشی بخشیدهام، نیک بیندیشید، گفتار نیک بگویید و کردار نیک ورزید و دیوان را مستایید»
نحوه آفرینش در اساطیر بینالنهرین:
در آغاز، خدایان آنو، انلیل و انکی جهان را تقسیم میکنند؛ آسمانها برای آنو، زمین برای انلیل و آبها برای انکی. انلیل بر شمار بسیاری از خدایان، کار اجباری را تحمیل میکند و خدایان که از کار کردن ناراضی بودند، پس از مدتی علیه او شورش کرده و خانۀ انلیل را محاصره میکنند، انلیل نیز مضطرب شده و از آنو میخواهد تا نظم جدیدی به جهان بدهد. آنو نیز دستور میدهد تا بشریت خلق شده و وظایف خدایان به او متحول شود. انکی و الهه مادر (نینتو، ماما و یا مامی) با در آمیختن خون رهبر شورشیان با گل، انسان را خلق کردند و ازدواج و زایش نیز ایجاد شدند تا خدایان با تولید مثل نسل بشر، از کار رهایی پیدا کنند. کار به جایی میرسد که جمعیت انسانها بسیار زیاد شده و انلیل را آزرده میکند.
انلیل طی چندین مرحله برای نابودی نسل بشر اقدام میکند اما شکست میخورد زیرا انکی به دلیل علاقهاش به انسان، هربار راه چاره را به انسانها نشان میداد. در پایان انلیل خدایان را گرد هم میآورد و از آنها میخواهد تا سوگند بخورند که اقدام بعدی او را آشکار نخواهند کرد. انکی باز هم غیرمستقیم به انسان هشدار میدهد و آترا-هاسیس، انسانی که انکی با او در ارتباط بود، کشتیای میسازد و آن را با متعلقاتش، صنعتگران و حیوانات پر میکند و از طوفانی که انلیل برای نابودی انسان نازل میکند نیز نجات پیدا میکند. در پسامد طوفان، خدایان به وابستگی خود به انسان پی میبرند و راههایی برای کنترل جمعیت بشر پیدا میکنند؛ مانند مقدر کردن مرگ برای بشر و محدود کردن طول عمر او.
مقایسه خلقت انسان در اساطیر ایرانی و بینالنهرین:
هدف از خلقت انسان در اساطیر ایران باستان، کمک به اهورا مزدا در برابر اهریمن و وجود جانشینی بر روی زمین برای اهورامزدا بوده است. او به دنبال نمایان کردن قدرت خویش بوده و با آفرینش مادی و آفرینش انسان، قدرت خود را آشکار میکند.
در مقابل در اساطیر بینالنهرین، بشر برای خدمت به خدایان خلق شده است؛ تا زمین را بکارد و خدایان را از کار کردن راحت کند. انسان در اسطورههای بابلی صرفا ابزاری برای خدمت به خدایان میباشد.
در اساطیر ایرانی، مفهوم خلقت از هیچ به چشم میخورد و این در حالی است که در بینالنهرین، آفرینش برای نظم دادن به آشفتگی است و این به این معناست که آفرینش از هیچ در اینجا وجود ندارد. در اساطیر ایرانی، در ابتدا آشفتگی وجود ندارد و آشفتگی پس از حملۀ اهریمن آغاز میشود. اهورا هم که این حمله را پیشبینی کرده بود، دست به آفرینش جهان مادی زد تا بتواند در آینده با اهریمن مقابله کند. در اسطورههای ایرانی، نگرش به خلقت انسان مطلوبتر از اساطیر بینالنهرین میباشد.
یکی از شباهتهای میان اساطیر ایرانی و بابلی، وابسته بودن آفرینش به خدایان شرور و اهریمنان است. مانند اساطیر بینالنهرین که خدایان شرور در آفرینش انسان دخالت دارند، در اساطیر ایرانی نیز مشاهده میشود که در ابتدا اگر اهریمنی وجود نداشت که به قلمروی روشنایی اهورا حمله کند، اندیشۀ آفرینش و به دنبال آن آفرینش جهان مادی و انسان محقق نمیشد. آفرینش هنگامی محقق میشود که خیر و شر در هم آمیخته شوند.
وجه شباهت دیگر این دو، آفرینش انسان از تن خدایان و ترکیب آن با خاک است. در اساطیر بینالنهرین، انسان پس از آمیخته شدن خون یکی از خدایان با خاک به وجود میآید و در اساطیر ایرانی، بخشی از وجود کیومرث که مفهومی انتزاعی و خداگونه دارد با خاک آمیخته میشود و اولین جفت انسانی به وجود میآید.
ایرانیان در طول تاریخ خود، تا حدودی در آرامش نسبی به سر میبردند، زندگی را مطلوب میپنداشتند و نسبت به پیدایش خود و جهان اطراف نیز نگرش مطلوبی داشتند و آن را خواست خدا یا خدایان تلقی میکردند. در مقابل مردم ساکن بینالنهرین، در طول تاریخ مورد حملۀ اقوام مختلف قرار میگرفتند، زندگی سختی داشتند و این نارضایتی را به خدایان و آفرینش انسان نسبت داده و بر این باور بودند که برای بیگاری خدایان خلق شدهاند. باور مردم در گذشته بسیار تاثیرپذیر از موقعیت جفرافیایی، ثبات و امنیت، نوع معیشت و پدیدههای طبیعی بوده است. زندگی برای مردم بینالنهرین به مراتب دشوارتر از مردم ساکن فلات ایران بوده و خدایان خود را خشن، بیرحم و هدف از خلقت خود را نیز کمک به آسایش و راحتی خدایان میپنداشتند.